رادینرادین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 17 روز سن داره

رادین ثمره پاییزی عشقمون

سالی که گذشت .....

رادینم: امسال یعنی سال 1390 شمسی با تمام اتفاقات خوبی که داشت همراه با سلامتی که مهمترین نعمت خدای مهربوونه گذشت خدای مهربوونم: ممنونم به خاطر وجود، و سلامتی حمیدرضای مهربوونم، وجود رادینمون که صحیح و سالم بهمون بخشیدی و امیدوارم بتونیم پسری صالح تربیت کنیم. ممنونم به خاطر وجود، و سلامت پدر(هر دوتا بابا عباس) و مادر ( مامان زری و مامان صفیه) که تکیه گاه و نهایت مهر و محبت اند. ممنونم بابت همه گناهانی که ازم بخشیدی و عیبهایی که پوشاندی و مهربوونیهایی که در همه شرایط و همیشه و همه جا در حقم عطا کردی. امیدوارم سال جدید هم سالی پربار از سلامتی و شادی و تجربه های شیرین برای همه باشه. اینم چندتا عکس از پسر عزیزمون در ...
27 اسفند 1390

چند خبر ......

خبر اول اینکه رادین جوونمون هم گذرنامه دار شد. البنه قرار بود که سه تایی بریم کربلا اما ترسیدیم که شما مریض بشی به همین خاطر باباجوون 14 فروردین سال 91 به تنهایی عازم کربلا میشن. بابا جوون خدا پشت و پناهت. البته عکست مال یک ماهگیه.ههههه   خبر دوم هم اینکه امسال چهارشنبه سوری که همون آخرین سه شنبه ساله که رسم بر  پریدن از روی آتش و قاشق زنی و رسومات قشنگ بوده و حالا تبدیل به پرتاب ترقه و بمب و خلاصه جنگ تن به تن شده، ما در خانه به سر بردیم و فقط شنونده انواع و اقسام صداها بودیم.شما هم چند بار حسابی ترسیدی اما ترس بدون گریه. خبر سوم هم اینکه امسال قراره با کل خانواده باباجوون بریم شمال و موقع تحویل سال همه دور ...
27 اسفند 1390

پایان چهار ماهگی رادینم.....

نهم اسفند ٩٠ عشق مامان امروز شما چهار ماه از زندگی قشنگت گذشته و وارد پنجمین ماه شدی عسیسم. چهارماهگیت مبارک مامانی جوونم اول اینو بگم که شنبه 6 اسفند برای چک ماهانه بردیمت پیش دکتر ذبیحی که انصافا دکتر خیلی خوبیه. چند روز زودتر رفتیم چون که این ماه واکسن داری و گفتیم قبلش چک بشی که خدا رو شکر باز هم همه چیز عالی بود.... دومین دلیلش هم این بود که پوست صورتت خیلی ملتهب و قرمز شده بود و جوشهای ریز زده و این حالت ها روی پوست بدنت هم نمایان شده بود.که دکتر گفت یه حالت حساسیته که ممکنه تا 7 ماهگی ادامه داشته باشه و یه کرم داد و بعد از دو روز کاملا خوب شد.(دست آقای دکتر درد نکنه). خلاصه دوشنبه شب هم مامانی زری با اینکه حال خ...
12 اسفند 1390

رادین و باباحمیدرضا جوون...

الهی قربونت برم که علاوه بر شباهتهای زیادی (فرم دست - پا - بینی- لاله گوش-حتی رشد ناخن) که به بابا حمیدرضا جوون داری، بعضی از شیرین کاریهات هم مثل باباجوونه. مثل این عکس که شما لب پایینی رو کاملا قایمش میکنی.هههههههه همین کار رو هم باباحمیدرضا انجام میداده......   رادین  4 ماهه.   بابا حمیدرضا جوون حدود 6 ماهه ...
6 اسفند 1390

رادین و ....

٢٥ بهمن ماه 1390 رادین جوونم امروز February 14 (روز ولنتاین - روز عشق)سال 2012 ، اولین سالیه که من دو تا عشق دارم .عشق اول باباحمیدرضا جوون جوونی و عشق دوم رادین جوونمون. امروز تولد عمو محمد (عموی مامان یاسمن) هم بود و ما بعد ازظهر با خاله مریم اینا و مامانی زری اینا رفتیم خونه عمو محمد و براش تولد گرفتیم. و خیلی خوش گذشت. این اولین تولدی بود که شما رفتی.الهی که همیشه سالم و شاد باشی گل مامانی. رادین و عمو محمد:   28 بهمن ماه امروز هم تولد پرنیا (دختر عمه فاطمه) بود که ظهر رفتیم خرید کردیم و ساعت 7 هم رفتیم لواسون. این هم دومین تولد که رادین جوونمون رفت. راستی پرنیا آخر شب اومد شمع تولدش رو داد ...
2 اسفند 1390
1